اسد حيدر ( مترجم : حسن يوسفى اشكورى )

14

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي )

اسلام يكنواخت و منحصر به انديشه و جريان مورد اشاره نبوده و نيست . كسانى به نفى مطلق تمدن روى آوردند و كسانى نيز به تسليم مطلق آن كه اكنون جاى بحث و حتى اشاره به آنها نيست ) . يكى از راههاى مهمى كه اين مصلحان براى ايجاد مقاومت در امت اسلام و به منظور مبارزه با خودباختگى فرهنگى در برابر درخشندگى مدرنيسم انتخاب كردند ، طرح انديشه « بازگشت به خويش » و « بازيابى هويت ملى - اسلامى » بود . بر اساس اين انديشه ، مسلمانان از وراى قرون و اعصار متوالى و غبار گرفته ، دوران پرافتخار صدر اسلام و تمدن درخشان اسلامى را بازشناخته و از آن روزگار با عظمت ، تكيه‌گاهى معنوى و فرهنگى براى احراز هويت تاريخى و ملى در مقابل تندبادهاى مهاجم نوين غربى پديد مىآورند ، چرا كه مهمترين عامل از خود بيگانگى فرهنگى نداشتن فرهنگ غنى ديرين و يا ناآشنايى با فرهنگ پربار گذشته‌هاى دور و نزديك است . درست به همين دليل استعمار كوشش داشته است تاريخ و فرهنگ ملل شرقى و يا به طور كلى اقوام بازمانده از كاروان تمدن و تجدد را انكار كند و در واقع تمدن را در انحصار مطلق خود و نژاد برتر اروپايى درآورد ، و اگر چنين چيزى ممكن نبود ، كوشش كرده است تا تاريخ و فرهنگ شرقيان را مسخ و دگرگونه جلوه دهد ، به گونه‌اى كه نسل جديد و روشنفكر ، از گذشته منحط و ارتجاعى خود متنفر و گريزان شود و در نهايت چشم بسته و يكسره در دام « خر دجال » تجدد فريبكارانه و استعمارى سقوط كند . البته در جهت ناديده گرفتن مطلق تاريخ ملل مسلمان كمتر كوشش شده ، و بيشترين تلاش براى مسخ و وارونه جلوه دادن فرهنگ تاريخى امت اسلام بوده است . اين بود كه مصلحان اسلامى پس از طرح انديشه « بازگشت به خويش » ، براى مقابله با ترفندهاى استعمارى ، و نيز از سر واقع‌نگرى و مطلق نكردن پديده‌ها و سنتهاى تاريخى و فرهنگى اسلامى و يا منسوب به اسلام ، انديشهء « استخراج و تصفيه منابع فرهنگى » را ضرورى ديده و آن را مطرح كردند . چنان كه اشاره شد ، اين كار از يك سو با نقادى علمى و واقع‌بينانه از تاريخ و فرهنگ و معارف و مواريث تاريخى مسلمانان سره و ناسره را از هم جدا مىساخت ، و به نسل جديد مسلمان مىآموخت كه به